فایل بررسي مشكلات دانش آموزان و نقش معلمان در تربيت دانش آموزان در مدارس و رفع مشكلات اخلاقي
دسته بندي :
کالاهای دیجیتال »
رشته علوم تربیتی (آموزش_و_پژوهش)
این فایل در قالب فرمت word قابل ویرایش ، آماده پرینت و استفاده میباشد
چکيده 1
مقدمه 3
مفهوم شناسي 7
روششناسي آموزش اخلاق 7
روش آموزش اخلاق در مکتب روانکاوي 7
روش آموزش اخلاق در مکتب يادگيري 8
روش آموزش اخلاق در مکتب رشدي- شناختي: 8
قضاوت اخلاق و رفتار اخلاقي 8
روششناسي اصول تربيتي 9
پيشينه تحقيق 9
عوامل موثر در تربيت 10
نقش آموزش و پرورش در تقويت ارزشهاي اخلاقي، وجدان و تعهد اجتماعي دانش آموزان 11
بيام مسئله 13
نقشهاي معلم در تربيت دانشآموز 13
الف: نقش معلم در تربيت اعتقادي 13
ب: نقش معلم در تربيت عبادي 14
مشكلات دانشآموزان 15
1 – دانش آموزی که خود را نمیشناسد 15
2- دانش آموزانی که هدف ندارند 15
۳- دانش آموزی که نمیداند چرا کاری را که از وی خواستهاند، باید انجام دهد 16
4- دانش آموزانی که برای لحظاتی بیکار هستند 16
5- دانش آموزانی که سطح یادگیریشان پایین تر از سطح کلاس است 16
6-دانش آموزانی که درس را خیلی آسان یاد میگیرند 17
7- دانش آموزانی که از درس عقب میمانند 17
8- دانش آموزانی که جاذبه لازم در کلاسشان نیست 17
9- دانش آموزانی که احساس کنند درس به دردشان نمیخورد 18
10- کسانی که مرتب تحقیر و تنبیه شدهاند 18
11- دانش آموزاني که مایلند توجه دبیر و يا ديگر دانشآموزان را به خود جلب نمایند. 18
تربيت اخلاقي و نقش آن در دانشآموزان 19
پرورش اخلاقي دانش آموزان 20
نقش مسئوليت پذيري در تربيت 21
روشهاي رشد ارزشهاي اخلاقي از راه پرورش اجتماعي 21
آموزش ارزشهاي اخلاقي در دانش آموز و معرفي «ميزان »به او 22
پيشنهادات براي رفع مشكلات اخلاقي 24
نتيجه گيري 26
منابع و مآخذ: 27
چکيده
هدف از نگارش اين مقاله بررسي نقش معلمان و مربيان در تربيت دانش آموزان در مدارس و رفع مشكلات اخلاقي آنها ميباشد. به دليل نقش مستقيم دين در تربيت دانشآموزان، بيشترين تمركز اين مقاله به اين مقوله از تربيت پرداخته شده است و سپس عوامل اخلاقي موثر در رفتار دانشآموزان و همچنين مشكلات رفتاري موجود در آنها مورد بررسي قرار گرفته است. در سيستمهاي آموزشي افراد زيادي مشغول به کارند و فعاليتهاي آنها به طور مستقيم و غير مستقيم در تربيت دانش آموزان موثر است اما در اين ميان نقش معلمان از ديگر افراد بسيار برجسته تر مينمايد چنانکه بيشتر اوقات را دانش آموزان در مدرسه زير نظر آنان سپري ميکنند از اين رو بسياري از دانش آموزان نظام سنتي و جديد شکل گيري شخصيت خود را مرهون معلمان خود ميدانند زيرا آنچه در فرايند تعليم و تربيت به تعلم انتقال مييابد تنها معلومات و مهارتهاي معلم نيست بلکه تمام صفات، خلقايت، حالات نفساني و رفتار ظاهري او نيز به شاگردان منقل ميشود. از اخلاق و رفتار معلم، از طرز اداره کلاس، از رعايت عدل و انصاف در نمره دادن از وقت شناسي و رعايت نظم و دلسوزي و مهرباني. معلم فقط يک آموزگار نيست بلکه مهمتر از آن يک مربي و يک الگوي با نفو ذ است. يک معلم خوب که با رفتار و گفتار پسنديده اش دانش آموزان را خوب پرورش ميدهد بزرگترين خدمت را نسبت به اجتماع خود انجام ميدهد بنابراين شغل و حرفه معلمي از حساس ترين و مسئليت دار ترين شغلهاي اجتماع است. در اين ميان رفع مشكلات نيز از هنرهاي يك معلم خوب است كه به همراه بيان انواع روشهاي اخلاقي به بيان اين مشكلات و پينشهاداتي براي رفع آن خواهيم پرداخت.
مقدمه
در اين مقاله به موضوعات زير پرداخته شده است:
مفهوم شناسي عوامل موثر بر تربيت ديني و اعتقادي از شروع انقلاب اسلامي تا کنون آموزش و پرورش موثر ترين نهاد براي ارتقاي معارف ديني آموزش ديني موثر نياز مند روشهاي نوين شيوههاي تدريس مباني ديني نيازمند تغييرات اساسي ارتقاي معرفت ديني نيازمند آموزش همراه با منطق اصول تربيت ديني نقش علم و معلم در فرازي از آيات قرآن جايگاه معلم در تربيت ديني نقشهاي معلم در تربيت ديني نقشهاي معلم در تربيت اعتقادي نقش معلم در تربيت عبادي و همچنين روشهاي تقويت ارزشهاي اخلاقي و چگونگي رفع مشكلات اخلاقي دانشآموزان با راهحلهايي پيشنهادي.
در پايان اين مقاله به ارائه نتايجي پرداخته شد، است که شامل موارد زير ميباشد.
١) تغييرات به وجود آمده در نهاد آموزش و پرورش و نيز شرايط اجتماعي جامعه مورد توجه قرار نگرفته و هنوز رويکرد سنتي بر معلم و نقش آن بر متون تحقيقي حاکم است.
٢) در نظام آموزش و پرورش به تهيه و تدوين کتاب درسي بيش از تربيت معلم اهميت داده شده است
٣) به تربيت معلمان ديني و مربيان بايد بيش از پيش توجه شود.
4) رفع مشكلات از وظايف يك معلم است و اصولي برخورد كردن با مشكلات اخلاقي دانشآموزان، بايد در معلمان نهادينه گردد.
5) دانشآموزان كادر مدرسه را، راهنماي اخلاقي خود ميدانند و آنچه را كه وي به عنوان نيك و زشت ميگويد ميپذيرند. بنابراين رفتار معلم با عمل او بايد يكسان باشد.
هدف از تربيت ديني، حضور قرآن و سيره معصومين (ع) در متن زندگي دانش آموزان است. ما با تعليم مسائل ديني و با روشهاي مطلوب و خاص ميتوانيم در دانش آمو زان درک و شعور ديني ايجاد کنيم. اگر تلاش همه ما بر اين باشد که از طريق روح حاکم بر تمامي برنامههاي رسمي و غير رسمي (فوق برنامه و مکمل) تربيت، تزکيه و تاديب صورت گيرد و مفاهيم نظري به صورت « رفتار ديني » درآيد، ميتوانيم ادعا کنيم که تربيت ديني تا حد زايدي تحقق پيدا کرده است. آنچه با توجه به مقتضيات زمان در تربيت ديني بايد مد نظر قرار گيرد، اصلاحات در روشهاي تربيت ديني است. مديريت مراکز آموزش و پرورش ما با توجه به تفاوتهاي فردي در دانش آموزان، اصل زيبايي شناسي و ابزار هنر را بويژه در غني سازي، اوق ات فراغت و فوق برنامه بايد لحاظ کنند و در اين مسير عمدتا به مراحل رشد کودکان ونوجوانان در گروههاي سنتي پيش از دبستان، دوره دبستان ودوره راهنمايي توجه داشته باشند و همچنين بايد به اهميت نقش خانواده در ايجاد معنويت و تربيت ديني کودکان توجه جدي شود و با ايج اد راهکارهاي مختلف در خانواده ها زمينه رشد معنوي و تربيت ديني کودکان را فراهم کرد.
يکپارچگي آموزش و پرورش و تربيت ديني کودکان وحدت نداشتن در هدف و خط مشي، از عوامل مهم آسيب شناسي تربيت ديني در جامعه ما به شمار ميآيد. فضا و تربيت ديني بين مراکز متولي ت ربيت ديني مثل رسانه ها، نهادهاي فرهنگي وهنري در جامعه موجب تضاد تربيت و سرگرداني نسل جوان ما در جامعه ش ده است. اگر يکپارچگي به مفهوم واقعي کلمه در ساختار و تشکيلات، با رويکرد تلفيق فعاليتهاي آموزش و پرورش شکل منسجم خود را پيدا نکند، قطعا آسيب پذيري نس ل جوان ما در آينده بيشتر از گذشته خواهد بود. در همين مسير بايد به جاذبههاي ديني با توجه به استعداد جامعه و جايگاه دين در عرصه بين المللي و بحث جهاني شدن توجهي دقيق و زيرکانه داشت. اگر بحث تربيت ديني بر اين مبنا باشد که دين به مفهوم جوهر زندگي تلقي شود، آنگاه لزوم آگاهي نسبت به اهميت، ضرورت، فوايد و نسبت دين با ديگر حوزههاي معرفتي مشخص خواهد شد. در دنياي کنوني توسعه و ايجاد مدارس و مفهوم امروزي، گسترش سريع فناوري و ارتباطات، صنعتي شدن جوامع ونيازهاي متنوع عصر انفجار دانش، دايره تاثيرگذاري عوامل م ختلف را بر افکار و انديشههاي دانش آموزان گسترده تر از گذشته کرده است. بنابراين سهم خانواده ها و حتي معلمان در تکوين ش خصيت دانش آموزان، روز به روز کمرنگ تر ميشود. عوامل محيطي بويژه رسانه ها نقش عمده اي را مسلم است اين که هنوز مدارس ما به عنوان اصلي تري ن کانونهاي تربيتي مورد توجه و برنامه ريزي دقيق و صريح قرار نگرفته اند. اگر نظام آموزش و پرورش ما بخو اهد از مسير آموزشهاي صرف به سمت تربيت ديني، اخلاقي و اجتماعي حرکت کند لازم است بسياري از اهداف و روش ها را تغيير دهد. در محيطهاي آموزشي بايد به دانش آم وز به تناسب علاقه و استعدادش آموزش داده شود. بحث محوريت کتاب حذف شود و به جاي تکيه بر محفو ظ ات، روش کسب اطلاعات و يادگيري خلاق محور کار باشد. ساختار و تشکيلات به گونه اي طراحي شود که علاوه بر متوليان امور پرورشي در مدارس بحث تلفيق آموزش و پرورش و مشارکت همه عوامل دست اندر کار در تربيت ديني به دست فراموشي سپرده نشود. در غير اين صورت اگر شرايطي مذکور در مدارس ما حاکم نباشد، به هدف مطلوب در تربيت ديني دانش آموزان دست نخواهيم يافت.
سير تربيت ديني و اعتقادي از انقلاب اسلامي تا کنون:
ظهور انقلاب اسلامي د ر سال ٥٧ باعث تشديد اعتقادات و سواد مذهبي اکثريت جامعه شد به حدي که نسل انقلاب نسلي با سواد مذهبي بالا هنوز در جامعه تاث ري گذار است. اين نسل گرچه تاکنون نقشي هدايتگرانه داشته است. اما اکنون اکثر آنها در حال پير شدن هستند و حوصله و گستاخيهاي نسل کنون را ندارند. نسلي که خود هم نميداند چه ميخواهد.
با سپري شدن روزهاي داغ انقلاب و بروز مشکلات اقتصادي و سياسي و گسترش روز افزون مشکلات اجتماعي و دسترسي افراد جامعه خصوصا جوانان به ماهواره و اينترنت و موبايل و. .. اعتقادات، باورها و سواد مذهبي هم روزهاي داغ خود را پشت سر گذاشت و امروزه گرچه دانش آموزان به باورهاي مذهبي اسلامي احترام ميگذارند و آن را مقدس ميشمارند اما سواد مذهبي ندارند. به عنوان مثال، اکثر دانش آموزان (عليرغم اين که در کتابهاي خود خوانده اند) فرق بين امام و پيامبر را نميدانند. وقتي از آنها پرسيده ميشود که آخرين پيامبر خدا چه کسي است بسيار ميگوين د حضرت مهدي (عج) و يا وقتي گفته ميشود (تعمدا) حضرت علي (ع) چندمين پيامبر خداست اکثر آنها (حتي در دبيرستان) ميگويند اولين پيامبر خداست.
مفهوم شناسي
نقش: نقش در زبان فارسي در معناي صورت و تصوير به کار رفته است. نقه ش واژه اي است که از نقش مشتق شده و به معنايي يک تصوير است (معين ١٣٧١). معناي ديرگ اين واژه عبارت است از: « مجموعه اعمال و اخلاق يک شخص که توسط هنر پيشه در صحنه نمايش داده ميشود. » اين واژه در جامعه شناسي نيز به کار ميرود در جامعه شناسي مراد از نقش در اصطلاح نقشهاي اجتماعي در رفتارهاي مورد انتظار جامعه اند که پيرامون يک وضع اجتما عي ٢ جاي دارند » (ساروخاني، ١٣٧٠، ص ٧٢٣) امروزه اين واژه در زبان فارسي تحت تاثير معناي «role» و «Social roles» بيشتر در معناي رفتار و تاثير بالفعل يا مورد انتظار به کار ميرود.
روششناسي آموزش اخلاق
روش آموزش اخلاق در مکتب روانکاوي
از آثار روانکاوي، مثلاً آثار خود فرويد چنين بر ميآيد که کودک چون اصول اخلاقي خود را تا سنين 6 ـ 5 سالگي کسب ميکند، آموزش رسمي اخلاق در مدرسه چندان تأثيري دراخلاقي کردن وي نخواهد داشت. در واقع از همان سنين اوليه مشخص ميشود که کودک در بزرگسالي خود فردي با وجدان است يا نه.
اما درشيوه هاي آموزشي نو فرويديها و محققان مربوط به حوزهي روانکاوي، ديگر مسئله ثابت بودن ويژگيهاي شخصيتي پس از سنين اوليه کودکي عملاً کمتر مطرح ميشود. بنابراين شيوهي آموزشي پيشنهادي، قرار دادن کودک در موقعيتهاي وسوسه انگيز و سرزنش و بازداري وي از ارتکاب خطا به منظور دروني کردن اين سرزنشهاست که حاصل آن شکل گيري وجدان در کودک خواهد بود (کريمي، 1377، ص 209).
پيشينه تحقيق
آزمايش «کروس دکروس »با ارائه مجموعه اي از قصه ها براي گروهي از کودکان در سن بين 4 و 6 سالگي صورت گرفت.
اين کار به قصد پرورش ارزشهاي اجتماعي اين کودکان ميباشد. از نتايج اين آزمايش، وجود تغيير قابل ملاحظه کودکان گروه آزمايش (که قصه ها براي آنها ارائه شد)با مقايسه گروه معيار بوده است (محمد خليفه و سيدي، 1378، ص 260).
نقش آموزش و پرورش در تقويت ارزشهاي اخلاقي، وجدان و تعهد اجتماعي دانش آموزان
بدون ترديد يکي از موثر ترين راههاي ترويج معارف ديني در سطح جامعه، آموزشهاي مهارتي از طريق نهادهاي فرهنگي و تربيتي، به ويژه آموزش و پرورش است. اگر بخواهيم ريشه و فلسفه آموزش را مورد توجه قرار دهيم در بدو پيدايش دين اسلام و پيش تر از آن عمق آموزش در رسالت انبيا و پيامبران معنا مييابد، چرا که رسالت انبيا بر روي زمين، آموزش و هدايت انسانها در مسير کمال و سعادت بشري بوده است. در زندگي امروزه و با توجه به دنياي پيشرفته و پيچيده که ايجاد شده کار نهادهاي آموزشي بسيار سخت و مهم است و همچنين با توجه به اينکه يکي از محورهاي اساسي وجود انبيا وجود انبيا الهي تعليم و تربيت انسانها است در نتيجه اين محور بايد مورد توجه نهادهاي آموزشي در جامعه قرار بگيرد و اين نهادهاي تربيتي مستلزم استفاده مطلوب از تمام برنامههاي آموزشي با توجه به محورهاي م عارف ديني هستند.
بيام مسئله
در گذشته، معلم در مدرسه و در درون نظام آموزشي جايگاهي يگانه و برتر داشت و هم چنين ديگر عوامل موثر بر تربيت در گذشته، محدود بود و معلم و مدرسه در ميان ساير عوامل تربيتي نقش ممتاز داشتند و اما در آموزش و پرورش جديد، عوامل جديدي غير از معلم به وجود آمده اند و معلم جايگاه برجستهي خود را از دست داده است. در جوامع جديد، عوامل موثر بر تربيت افزايش يافته و مدرسه جايگاه برتر خود در ميان عوامل موثر بر تربيت را از دست داده است.
نقشهاي معلم در تربيت دانشآموز
ارزش و مقامي که براي معلم در متون اسلامي بيان شده بسيار والا و بلند است تا جايي که پيامبر (ص) خود را معلم ميداند و آثار قلمي م علم بر خون شهيد، برتري داده ميشود. نقشهاي معلم در متون ديني همان نقش پيامبر است: يعني روشنگري و هدايت مردم به سوي رستگاري و دفاع از مرزهاي فرهنگي اسلام در طول تاريخ اسلام نيز هم پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) و هم ساير معلمان، نقشهاي برجسته اي در تربيت مردم ايفا کرده اند.
دانش آموزان را به گروه و دسته های متفاوتی می توان تقسیم نمود که کامل ترین تقسیم بندی جای گیری در 12 دسته کلی میباشد. شناسایی و طبقه بندی دانش آموزان کار اصلی معلم است چرا که با شناخت معلم از این تقسیم بندی است که کارجهت امر تعلیم و تربیت، راحت تر و بهتر پیش خواهد رفت. در این جا ضمن تشریح خصوصیات هر کدام از این دانش آموزان به بیان نکاتی در خصوص رفع مشکلات خواهیم پرداخت.
1 – دانش آموزی که خود را نمیشناسد
عدم شناخت از خود و توانایی های ذاتی، از جمله مشکلات دانش آموزان به شمار میرود. شناسایی فرد و استعدادهای ذاتی و کشف نشده دانش آموزان توسط معلم و خانواده و هدایت فرد به سمت توانایی و قابلیت های فردی موجود، از جمله راهکارهای مناسب جهت جلب انگیزه فرد به درس و کلاس میباشد
2- دانش آموزانی که هدف ندارند
این چنین دانش آموزانی بواسطه نداشتن هدف مشخص در زندگی و از جمله درس خواندن خود، راه مشخص و مستقیم و بدون دردسرو کمترین ضرر را در پیش نگرفته، و هر از چند وقتی پس از پیمودن راهی، دوباره عقب نشینی نموده و از ابتدا راه دیگری را برای رسیدن به هدف نامعلوم تری در پیش میگیرند و چه بسا که جبران وقت از دست رفته دیگر ممکن نباشد. ایجاد هدف مشخص، بیان تجربیات توسط معلم و مشاور و هدف گزاری برای دانش آموزان امر خطیری بوده که هم دانش آموزان را به آینده امیدوار میکند و هم احتمال خطا در کار و فعالیت را به حداقل میرساند و هم از نهایت وقت میتوان به نحو احسن استفاده نمود.
تربيت اخلاقي و نقش آن در دانشآموزان
جان ديويي دربارهي تربيت اخلاقي ميگويد: «به طور کلي موضوع تربيت اخلاقي وابسته به موضوع معرفت است. ايجاد عادات و انگيزههاي اخلاقي مناسب، مستلزم شناختن اين عادات و انگيزه هاست. درآموزشگاه بايد دانش را به موارد و مصاديق علمي خود پيوند داد و اينگونه پيوندهاست که ميزان سودمندي دانش را تعيين ميکند. پس مهمترين مسئله تربيت اخلاقي، مسئله رابطه دانش و اخلاق است. اگر دانشي که از درسهاي مدرسه بر ميخيزد در شخصيت مؤثر نيفتد، تعليم و تربيت متضمن نتيجهي اخلاقي نخواهد بود. وقتي که دانش به رشد اخلاقي مخصوص و روشهاي انضباطي متوسل ميشوند. درچنين موردي دانش، وجهي نظري به خود ميگيرد و اخلاق به صورت فضيلتهاي انتزاعي در ميآيد ».(علي اشرف جودت، 1370، ص 42).
پرورش اخلاقي دانش آموزان
تحقق ارزشهاي اخلاقي در مدرسه در صورتي ميسر است که معلمان و کارکنان مدرسه به اين ارزشها معتقد بوده، مهارتهاي لازم را براي تبديل آنها به هدفهاي رفتاري کسب کرده باشند (بازرگان، پيوند، شمارهي 211، ص 17).بسياري از مديران و معلمان از اين شکايت دارند که به رغم اندرزهاي اخلاقي که در کتب درسي دانش آموزان گنجانيده شده است و سخناني که در خلال برنامههاي صبحگاهي يا ساير مراسم مدرسه براي آنان ايراد ميشود و وجود اشعار و جملات زيبايي که با خط خوش بر در و ديوار مدرسه براي جلب توجه شاگردان نوشته ميشود، رفتارهايي مانند تقلب، دروغگويي، بي اعتنايي به مقررات، خشنونت و پرخاشگري در بسياري از مدارس مشاهده ميشود.
روشهاي رشد ارزشهاي اخلاقي از راه پرورش اجتماعي
از ابزاري که ميتوان با آن به رشد جنبههاي اخلاقي کودکان رسيد، آن است که فرزندان را در درک نتايج مرتبط بر رفتارشان توانا سازيم و آنگاه که کودکان از نتايج مترتب بر رفتارشان آگاه کردند، رفتار مورد نظر را بروز ميدهند و از رفتار نامطلوب پرهيز مينمايند. پدران و مادران ميتوانند با انجام کارهاي زير، به مقصود برسند (محمد خليفه و سيدي، 1378، ص 262).
الف)خودشان را الگوهاي قابل تقليد رفتار اخلاقي قرار دهند:
پيشنهادات براي رفع مشكلات اخلاقي
بعضي از مربيان معتقدند که توجه به يازده عامل زير ميتواند در گسترش ارزشها به خصوص در ايجاد دوستي و تفاهم بين دانش آموزان، غني کردن محيط مدرسه و کاهش مسائل انضباطي مؤثر واقع گردد. اين عوامل به طور مختصر به شرح زير است:
1- آموزش مستقيم:
ارزشهاي اخلاقي مانند مسئوليت پذيري، احترام به حقوق ديگران، همکاري، صداقت، شجاعت و مهارتهاي ارتباطي بايد در مدرسه برنامه ريزي گردد و مانند ساير دروس به طور مستقيم درکلاس و مدرسه تدريس شود.
نتيجه گيري
کار اصلی معلم در رویارویی با چنین دانش آموزانی که پس از شناخت اولیه حاصل گردیده در مواردی چون: سپردن مسئولیت به آنان، ایجاد کار نمودن برایشان، دوری از مزمت و تحقیر، تحت نظر و کنترل گرفتن، به کارهای فوق برنامه همانند تهیه روزنامه دیواری تشویق نمودن، همکاری در امور کلاسی و مدرسه، بکارگیری در امر انتظامات مدرسه و اگر روحیه ورزشی خوبی نیز دارند استفاده بهینه در امور ورزشی، و... میباشد. هر چند که کلیه کارها و برخورد های در این رابطه می بایست در نهایت سعه صدر و با همکاری دیگر مسئولین مدرسه و در چارچوب قوانین موجود انجام پذیرد و برخورد همراه با احتیاط سر لوحه کار معلمین قرار گیرد. چه بسا که توجه بیش از اندازه به دانش آموزان واجد شرایط هر کدام از گروه های ذکر شده و خصوصا دو گروه آخر ممکن است تاثیر معکوس داشته باشد. چرا که اکثر رفتارهای ناپسند دانش آموزان به این علت ادامه پیدا مینمایند که توجه معلم را جلب نمایند و توجه افراطی و مکرر به رفتارهای بد دانش آموز نه تنها موجب اصلاح رفتار یا بازسازی رفتار نمی گردد، بلکه موجب تقویت رفتارهای نامطلوب نیز میشود.
منابع و مآخذ:
منابع فارسي
١- معين، محمد، فرهنگ فارسي، چاپ ٨، تهران، انتشارات امير کبير، ١٣٧١
٢- سارو خاني، باقر، دايره المعارف علوم اجتماعي، تهران، انتشارات کيهان، ١٣٧٠
٣- داوودي، محمد، نقش معلم در تربيت ديني، چاپ ١، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ١٣٨٤
4- الواني ، مهدي ، خويشتن شناسي مديران ، تهران :نشرني ، 1373 ، ص 9 .
5- بازرگان ، زهرا .1376 .يازده قدم در رشد اخلاقي کودکان .پيوند . شماره 211 .
٦- روزنامه رسالت، شماره ٥٨٥٥، تاريخ ٨٥.٢.١٦